قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4823
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سنهء هفتصد و نود و چهار هجرى [ موافق سال هفتصد و هشتاد و چهارم از رحلت خير البشر ] فرمانده ايران و توران در اين سال با آنكه لشكرش در تمام سال گذشته لحظه [ اى ] آسايش نكرده بودند و تمامت الوس جوجى خان را به تصرف درآورده بودند ديگر باره به مقتضاى همت بلند بر سمند جهانگيرى سوار شده عزيمت ايران نمود و استعداد يورش پنج ساله نموده به وقت بيرون آمدن از سمرقند طوىهاى پادشاهانه ترتيب نمود و دختر امير غياث الدين ، ترخان را براى اميرزاده پير محمد و اميرزاده رستم بن عمر شيخ خواستگارى فرمود و دختر امير حاجى سيف الدين را جهت اميرزاده ابا بكر آورده براى هر يك اردويى على حدّه تعيين كرد و حكم شد كه محتسبان در ركاب احتساب بسته ابواب عيش بر روى خلايق گشادند . و در نيمهء رجب سنهء مذكور رايات ظفر آيات متوجه ايران شده به بخارا آمده و از آنجا اندك تغيير مزاجى روى نمود و به آن ملتفت نشده به جوىزر آمده آنجا مرض اشتداد كرد و خوانين و آقايان و فرزندان از سمرقند آمدند و اميرزاده محمد سلطان كه به رسم منقلاى پيش رفته بود و از جيحون گذشته ، حسب الحكم جريده بازگشت « 1 » و جميع مردم از خاص و عام دست به تصدق گشوده اسبان نامدار كشتند و مزاج مبارك به حال اصلى معاودت نمود . « 2 » باز اميرزاده محمد سلطان پيش رفت و آقايان به اتفاق اميرزادهء عالميان شاهرخ بهادر و امير حاجى سيف الدين اجازت يافته به سمرقند معاودت نمودند .
--> ( 1 ) . ظفرنامه : « فرمان شد كه او نيز لشكر را در مقام خود گذاشته جريده بازگردد . » ( 2 ) . ظفرنامه : « آنگاه اطباى ترك و تاجيك را جمع كردند و به وظيفهء معالجت كما ينبغى قيام نمودند و دقايق و شرايط دفع مرض و تقويت طبيعت به تقديم رسانيدند . »